قابل توجه خوانندگان محترم وبلاگ به خصوص نهرخلجی های عزیز: 

1-از اینکه به این وبلاگ سر زدید،صمیمانه تشکر می کنم . 

2-لطفاً  جهت بهتر کردن وبلاگ ، با نظرات و پیشنهادات خود ما را  یاری کنید. 

3-آن دسته از افرادی که مطالب و عکس های وبلاگ را در وب سایت های خود منتشر میکنن،خواهشاً  منبع آن را ذکر کنند!

4-از شما نهرخلجی های عزیز  هم درخواست دارم  در صورتی که مطلب یا عکسی در مورد این روستا دارید به آدرس ایمیل زیر ارسال کنید که البته  با نام خودتون ثبت خواهد شد.

nahrkhalaj94@gmail.com  

با تشکر فراوان!  

تصاویری از طبیعت روستای نهرخلج

پاییز در روستای نهرخلج: 

 

ادامه ی تصاویر

ادامه نوشته

زمانبندی آب قنات در قدیم

در قدیم که ساعت نبود برای زمانبندی آب قنات،در یک شبانه روز نشانه های طبیعت را در نظر می گرفتند و با دقت و ظرافت خاصی آنها را برای این کار مورد استفاده قرار می دادند که از نظر دقت زمانی با ساعت برابری می کرد. این نشانه ها عبارت بودند از:سپیده دم،طلوع آفتاب،سایه کوه ها،طول سایه قد انسان بر حسب واحد پا(از پاشنه پا تا نوک انگشت پا به حساب می آید)،طلوع و غروب ستاره،صدای پرندگان.

این نشانه های قراردادی را کلیه کشاورزان می شناختند و در بعضی فصول از این نشانه ها را تعویض می کردند و از نشانه ی دیگری کمک می گرفتند و این کار با صلاحدید همگی انجام می گرفت،البته تعدادی از کشاورزان در این مورد تبحر خاصی داشتند و نشانه هایی را به یاری می گرفتند که دقت زیادی داشته باشد.

در روستای نهرخلج برای تقسیم بندی زمان آبیاری بین کشاورزان از اصطلاحات زیر استفاده می شد که هر کدام را شرح می دهم:

افتومار یاری،افتومار،کولگه قارالان،اوگیرون،الدوزچیخَن،الدوزباطان.

افتومار یاری و افتومار: در روستای نهرخلج این دو اصطلاح که فاصله زمانی را مشخص می کند به کار گرفته می شود. این دو نشانه در نزدیکی قله کوهی به نام دالان کوه قرار گرفته اند و این کوه در شرق این روستا واقع شده است و عبارتند از دو رگه ی سفید رنگ سنگی که پهلوی همدیگر نزدیک قله کوه قرار گرفته اند و هنگامی که از این روستا به آنها نگاه کنیم شبیه دو مار سفید رنگ به نظر می رسند که کنار همدیگر قرار گرفته اند و صبح ها که سایه قله دالان کوه آنها را فرا گرفته است با چشم دیده نمی شوند. هنگامی که اندازه سایه شخص حدود 7 پا باشد می گویند افتومار یاری شده(نصف افتومار) یعنی آفتاب به نزدیکی دو مار رسیده و وقتی که به طور کلی سایه قله کوه از روی مارهاکنار رفت و نور آفتاب آنها را فرا گرفت می گویند افتومار شده(آفتاب مار).

کولگه قارالان: لغت ترکی است(کولگه=سایه،قارالان=سیاه به نظر رسیدن). منظور از این اصطلاح تقریباًکوتاه ترین سایه انسان در روز است که اندازه آن از سه پا تجاوز نمی کند.

اوگیرون(آب گیران): این نشانه قراردادی در کوهی به نام یتیم داغ است که در جنوب این روستا واقع شده است(وجه تسمیه یتیم داغ به خاطر این است که این کوه به کوه های دیگر مرتبط نیست ویکه و تنها در وسط دشت قرار گرفته است.)و نشانه آن تشکیل شده است از یک رگه خاک سفید در کمره این کوه و هنگامی که سایه قله کوه به این نقطه رسید می گویند اوگیرون  شده .از این اوگیرون تا اوگیرون دیگر را یک دانگ آب در نظر می گرفتند.

اولدوزچیخَن و اولدوزباطان: دو لغت ترکی می باشد(اولدوز=ستاره،چیخَن=طلوع،باطان=غروب) که طلوع و غروب یک ستاره ی مشخص را از نظر زمانی در نظر می گرفتند.

گاهی اوقات که هوا ابری می شد از صدای پرندگان استفاده می کردند مانند بانگ خروس و یا جیک جیک گنجشگان در دو موقع شب یکی هنگام نیمه شب و یکی هنگام سپیده دم.

برگرفته از کتاب هفت دانگی

تصویری از کشتزارهای روستای نهرخلج

غوره خور

    

 از قدیم الایام به مردم نهرخلج « غوره خور» گفته میشده و علت آن هم چیزی نیست  جز اینکه در نهرخلج باغات انگور فراوانی وجود داشته که در آنها انواع و اقسام انگورها پرورش داده می شده که البته در سالهای اخیر به دلیل خشکسالی تعداد کثیری از این باغها از بین رفته و تنها تعداد بسیار کمی از آنها باقی مانده است. مردم نهرخلج از این انگورها محصولاتی نظیر آبغوره،سرکه و شیره درست می کردند . آبغوره را در اوایل تابستان زمانی که انگورها اصطلاحا غوره هستند و هنوز شیرین نشده اند درست می کنند و سرکه و شیره را در فصل پائیز زمانیکه انگورها رسیده و شیرین شده اند،درست می کنند. تهیه هر کدام از محصولات  فرایندی دارد که باید طی شود مثلا برای تهیه ی آبغوره ابتدا غوره را دانه دانه می کنند پس از شستشو آن را در ظرفی می ریزند و به همراه مقداری آب روی شعله قرار می دهند تا زمانیکه آب آن نصف شود  سپس آن را از روی شعله برداشته تا سرد شود بعد آن را از صافی رد کرده و  برای استفاده درون بطری و ظروف مناسب می ریزند در قدیم برای تهیه ی آبغوره از کوزه های گلی استفاده می شده که آن را روی شعله آتش می گذاشتند ولی امروزه تنها پس از شستشو و دانه دانه دانه کردن غوره آن را درون دستگاه های مخصوص ریخته و آب آن را می گیرند!

تهیه ی شیره هم پروسه ی طولانی دارد و برای تهیه آن باید از خاک سفید استفاده کرد!

پ. ن: تنها مردم نهرخلج نیستند که به صفتی شناخته می شوند روستاهای دیگر هم از این قاعده مستثنی نیستند و این عادت مردم این منطقه است که دیگران را با صفتی می شناسند! 

                                                تصاویر انواع انگور

ادامه نوشته

دشتبان به چه کسی گفته می شد؟

 دشتبان ،کسی بود که برای مواظبت از مزارع، و برخی امور دیگر به وسیله کشاورزان انتخاب می شد.   

طریقه انتخاب دشتبان

کلیه کشاورزان یک یا چند قنات با همدیگر تشکیل جلسه داده و در این مورد به شور و بحث می پرداختند ، اولاً برای مواظت از محصولات مثلاً فلان قنات چند نفر دشتبان لازم است؟ این موضوع بستگی به وسعت محصولات قنات داشت،ثانیاً در مورد کسی که جهت این کار انتخاب می شد باید چه شرایطی داشته باشد.

برای مشاهد ادامه مطلب اینجا کلیلک کنید.

ادامه نوشته

علت نام گذاری کوه یالانچی

یالانچی یک لغت ترکی است به معنی دروغگو،وجه تسمیه آن به خاطر این است که در این کوه در اوایل بهار چندین چشمه پر آب جاری می شود و در اوائل خرداد ماه ناگهان خشک می شوند و کشاورزان جوان و کم تجربه به امید اینکه امسال چشمه ها خشک نخواهد شد در زمین های زیر چشمه ها انواع بذر کشت می کنند و به علت خشک شدن ناگهانی چشمه ها محصولات خود را از دست می دهند و چون کوه یالانچی کشاورزان را گول می زند این لقب به آن داده شده است.

گیاهان دارویی موجود در روستای نهرخلج

در این قسمت برخی از گیاهان دارویی که در روستای نهرخلج به صورت خودرو  می رویند معرفی شده  است گیاهانی که خواص فراوانی دارند ولی ما به دلیل آشنا نبودن با آن ها به راحتی از  کنار آنها می گذریم و بعضاً آنها را به عنوان علف های هرز می شناسیم که هیچ خاصیت و فایده ای ندارد! گیاهان  دارویی بیشتری در مزارع و دامنه های این روستا وجود دارد ولی از اونجایی که من گیاه شناس نیستم و آشنایی چندانی با گیاهان ندارم  فقط تعدادی از آنها را که می شناسم و دیدم  در این جا معرفی می کنم. 

«ادامه ی مطلب»

ادامه نوشته

نمایی از مسجد صاحب الزمان روستای نهرخلج

استاجلو

ساکنین روستا نهرخلج هم مانند بسیاری از روستا ها و شهر های دیگر ،عده ای بومی هستند و عده ای از روستا ها و شهرهای دیگر به این روستا مهاجرت کرده و ساکن شده اند. بنا به گفته ی ریش سفیدان و بزرگان روستا، چهار طایفه ی شکوهی ،صادقی، فاضلی و مهدیخانی از بومی های روستا هستند (البته شاید بیشتر هم باشند ولی شواهد این رو نشون میده) که باز هم بنا به گفته ی ریش سفیدان روستا اجداد این چهار طایفه با هم برادر بوده اند و در حقیقت همگی از یک نسل هستند . سالها پیش این چهار برادر از هم جدا شده و هر کدام شهرت جداگانه (شکوهی،صادقی،فاضلی،مهدیخانی)برای خود انتخاب می کنند ولی ابتدا نام خانوادگی همگی آنها «استاجلو» بوده که مشاهده ی سنگ قبر های قدیمی گواه همین مدعاست!حال ما بدرستی نمیدانیم که فقط نام خانوادگی آنها استاجلو بوده یا حقیقتا از قبیله ی استاجلو ها می باشند!به هر حال ما در این قسمت مختصری از قبیله ی استاجلو و تاریخچه ی آنان را معرفی میکنیم.

(تأکید میکنیم هیچ سند قوی که ثابت کند اهالی روستا از قبیله ی استاجلو بوده اند در اختیار ما نیست! شاید از این قبیله باشند شاید هم نباشند!!!و اثبات این مدعا از عهده ی ما خارج است  البته در چند سایت که فریدن را معرفی کرده اندعنوان شده که  برخی از ترکهای فریدن از قبیله استاجلو هستند که نام نهرخلج هم جزو آنها است!) 

«بقیه مطالب»

ادامه نوشته

نقشه ی نهرخلج

معرفی ابنای تاریخی روستای نهرخلج(طنز)

چال اسکندرون

بنا به گزارش محققین و مورخین تاریخ دقیق تأسیس این بنا به درستی مشخص نمی باشد برخی از مورخین بر این باورند که این بنای عظیم تاریخی در دوره هخامنشیان بنا نهاده شده و برخی آن را به دوره ی اشکانیان نسبت داده اند ! به هر حال آنچه که از اوراق و کتب تاریخی بر می آید این است که این بنا ، قدمتی کهن دارد و جزء آثار باستانی کشور محسوب می شود. 

«بقیه ی مطالب»

ادامه نوشته

تصاویری از طبیعت روستای نهرخلج

ادامه نوشته

مراسم ازدواج و عزاداری

مراسم ازدواج در نواحی روستائی فریدن معمولاً دو روز طول می کشد. در شب آخر عروسی مهمانان پس از صرف شام،مراسم پول اندازی دارند. چه در مجلس زنانه و چه  در مجلس مردانه . زن و مرد مهمان باید مبلغی پول اندازی کنند، به طور مثال اگر پدر خانواده هزار تومان پول اندازی کند(البته اون قدیما رو میگه ها!) مادر خانواده نصف آن مبلغ را پول اندازی می کند.

و یکی از افراد فامیل داماد چه در مجلس زنانه و چه در مجلس مردانه در یک دفتر اسم ونام خانوادگی  پول اندازها را یادداشت کرده و مبلغی را که پرداخته اند در جلوی نام آنها ثبت می کنند که هر وقت زمان ازدواج دختر یا پسر آن خانواده فرا رسید این مبلغ یا بیشتر را در مجالس ازدواج آنها پول اندازی می کنند، پول اندازی باعث تشویق جوانا ن به عروسی می شد.

در مراسم فوت یکی از افراد خانواده در بعضی از روستاهای فریدن خانواده های شرکت کننده در مراسم عزا باید پرسانه برای صاحب عزا بیاورند. و پرسانه عبارت است از برنج، نان ،گوشت،قند و چای و غیره واین در حقیقت کمک به خانواده ای است که عزیز خود را از دست داده تا بتواند هزینه خرج مجلس عزاداری را بپردازدو و این یک نوع تعاون برای کمک به برپائی این مراسم است.(در نهرخلج فکر کنم  قدیم این رسم بوده الآن که نیست!)

معرفی کتاب

 

کتاب هفت دانگی(تحقیق در زمینه جامعه شناسی روستایی) 

نوشته دکتر هوشنگ حمیدی 

 

 

پ ن : مطالب بسیار خواندنی و جالبی در مورد روستای نهرخلج و در کل روستاهای فریدن در این کتاب ذکر شده است.

قلعه ی روستایی

در بیشتر روستاهای فریدن علاوه بر خانه های روستایی گاهی چندین قلعه جلب نظر می کنند و کلیه این قلعه ها به طور اشتراکی ساخته شده اند و ساکنین این قلعه ها معمولاً با همدیگر نسبت خانوادگ داشته و از یک طایفه می باشند. اگر دقت کنیم متوجه می شویم که مجتمع های مسکونی امروزی الگو گرفته شده از قلعه های قدیمی می باشند. 

«ادامه مطلب»

ادامه نوشته

مکتب روستایی

سوادآموزی در قدیم در نواحی روستایی به وسیله افرادی انجام می شدکه به نام ملا معروف بودند و شاگردان او را ملابچه(نه بچه مدرسه) می نامیدند.و مکانی که به شاگردان خواندن و نوشتن آموخته می شد مکتب نام داشت. در این قسمت چگونگی کار مکتب در روستای نهرخلج فریدن را شرح می دهم و در این روستا مکان مکتب ها همان خانه ملاها بود. 

«بقیه ی مطالب»

ادامه نوشته

معرفی روستای نهرخلج

روستای نهرخلج در 210 درجه و50 دقیقه طول شرقی از نصف النهار مبدأ و در 58درجه عرض جغرافیایی و با ارنفاع 2398متر از سطح دریا می باشد.این روستا در شمال غربی شهرستان فریدن واقع شده است که از شمال به روستای گنجه ،از جنوب به روستاهای درختک و سفتجان ،از شرق به شهر داران و از غرب به روستای حصور و ازونبلاغ محدود می شود. 

بقیه ی مطالب در «ادامه مطلب»

ادامه نوشته