در قدیم که ساعت نبود برای زمانبندی آب قنات،در یک شبانه
روز نشانه های طبیعت را در نظر می گرفتند و با دقت و ظرافت خاصی آنها را برای این
کار مورد استفاده قرار می دادند که از نظر دقت زمانی با ساعت برابری می کرد. این
نشانه ها عبارت بودند از:سپیده دم،طلوع آفتاب،سایه کوه ها،طول سایه قد انسان بر
حسب واحد پا(از پاشنه پا تا نوک انگشت پا به حساب می آید)،طلوع و غروب ستاره،صدای
پرندگان.
این نشانه های قراردادی را کلیه کشاورزان می شناختند و در
بعضی فصول از این نشانه ها را تعویض می کردند و از نشانه ی دیگری کمک می گرفتند و
این کار با صلاحدید همگی انجام می گرفت،البته تعدادی از کشاورزان در این مورد تبحر
خاصی داشتند و نشانه هایی را به یاری می گرفتند که دقت زیادی داشته باشد.
در روستای نهرخلج برای تقسیم بندی زمان آبیاری بین کشاورزان
از اصطلاحات زیر استفاده می شد که هر کدام را شرح می دهم:
افتومار یاری،افتومار،کولگه قارالان،اوگیرون،الدوزچیخَن،الدوزباطان.
افتومار یاری و افتومار: در روستای نهرخلج این دو اصطلاح که
فاصله زمانی را مشخص می کند به کار گرفته می شود. این دو نشانه در نزدیکی قله کوهی
به نام دالان کوه قرار گرفته اند و این کوه در شرق این روستا واقع شده است و
عبارتند از دو رگه ی سفید رنگ سنگی که پهلوی همدیگر نزدیک قله کوه قرار گرفته اند
و هنگامی که از این روستا به آنها نگاه کنیم شبیه دو مار سفید رنگ به نظر می رسند
که کنار همدیگر قرار گرفته اند و صبح ها که سایه قله دالان کوه آنها را فرا گرفته
است با چشم دیده نمی شوند. هنگامی که اندازه سایه شخص حدود 7 پا باشد می گویند
افتومار یاری شده(نصف افتومار) یعنی آفتاب به نزدیکی دو مار رسیده و وقتی که به
طور کلی سایه قله کوه از روی مارهاکنار رفت و نور آفتاب آنها را فرا گرفت می گویند
افتومار شده(آفتاب مار).
کولگه قارالان: لغت ترکی است(کولگه=سایه،قارالان=سیاه به
نظر رسیدن). منظور از این اصطلاح تقریباًکوتاه ترین سایه انسان در روز است که
اندازه آن از سه پا تجاوز نمی کند.
اوگیرون(آب گیران): این نشانه قراردادی در کوهی به نام یتیم
داغ است که در جنوب این روستا واقع شده است(وجه تسمیه یتیم داغ به خاطر این است که
این کوه به کوه های دیگر مرتبط نیست ویکه و تنها در وسط دشت قرار گرفته است.)و
نشانه آن تشکیل شده است از یک رگه خاک سفید در کمره این کوه و هنگامی که سایه قله
کوه به این نقطه رسید می گویند اوگیرون
شده .از این اوگیرون تا اوگیرون دیگر را یک دانگ آب در نظر می گرفتند.
اولدوزچیخَن و اولدوزباطان: دو لغت ترکی می
باشد(اولدوز=ستاره،چیخَن=طلوع،باطان=غروب) که طلوع و غروب یک ستاره ی مشخص را از
نظر زمانی در نظر می گرفتند.
گاهی اوقات که هوا ابری می شد از صدای پرندگان استفاده می
کردند مانند بانگ خروس و یا جیک جیک گنجشگان در دو موقع شب یکی هنگام نیمه شب و
یکی هنگام سپیده دم.
برگرفته از کتاب هفت دانگی