مکتب روستایی
سوادآموزی در قدیم در نواحی روستایی به وسیله افرادی انجام می شدکه به نام ملا معروف بودند و شاگردان او را ملابچه(نه بچه مدرسه) می نامیدند. و مکانی که به شاگردان خواندن و نوشتن آموخته می شد مکتب نام داشت. در این قسمت چگونگی کار مکتب در روستای نهرخلج فریدن را شرح می دهم و در این روستا مکان مکتب ها همان خانه ملاها بود.
قوانین مکتب
هر ملا بیشتر از 20 نفر را تدریس نمی کرد.
از نظر زمانی کلاس درس از اواسط پاییز شروع و تا اواخر اسفند به پایان می رسید.هر شاگردی در هر فاصله زمانی بین اواسط پاییز تا اواسط زمستان مراجعه می کرد مورد پذیرش قرار می گرفت.
کلاس ششم روز در هفته دایر بود و جمعه ها تعطیل بود.
پذیرش شاگردان جهت ثبت نام بین 6 سال تا 20 سال بود.
زمان تشکیل کلاس 7 صبح تا 11 صبح بود. و ساعت 11 صبح تا یک بعد از ظهر ملابچه ها به عنوان خوردن ناهار به منزل می رفتند و دوباره ساعت یک بعد از ظهر تا چهار بعد از ظهر در مکتب مشغول آموزش می شدند. و همچنین در این فاصله زمانی شاگردان احشام خود را آب و کاه می دادند.
شاگردان سال اول تا چهارم با هم در یک کلاس بودند.
اگر شاگردی در دو سال اول پیشرفتی در یادگیری دروس نداشت از مکتب اخراج می شد.
بعضی از شاگردان که دختر بودند تا نه سالگی می توانستند به مکتب بروند و از آن به بعد دیگر در مکتب نمی توانستند درس بخوانند.(مگر ملا به خانه آنها می رفت و دختران را درس می داد).
ملا شاگردان شش ساله را کتک نمی زد.
ملا شاگردانی را که خوب درس نمی خواندند با ترکه کتک می زد و یا این که آنها را فلک می کرد و کتک می زد.
شاگردان باید هر روز درس خود را امتحان می دادند.
ملا روزهای شنبه تک تک شاگردان ملاحظه می کرد که آیا حمام رفته اند آیا ناخن های خود را کوتاه کرده اند. اگر غیر این بود آنها را کتک می زد.
ملا هفته ای یک یا چند بار در زمستان ها به شاگردان دم کرده گل گاو زبان یا چای نبات می داد.
قوانین مربوط به ملا بچه ها
1- هر ملا بچه یک تنگ سفالی کوچک پر از آب آشامیدنی را باید همراه خود داشته باشد.(بهداشت فردی)
2- شاگردان باید زیر انداز خود را می آوردند و در تمیر نگهداشتن آن باید کوشا باشند.
3- برای گرم کردن کرسی مکتب در زمستان، ملا بچه ها موظف بودند طبق نوشته مقرر شده هیزم جهت سوزاندن در تنور همراه بیاورند.
4- در زمستان ها که برف می آمد شاگردان باید پشت بام مکتب خانه را برف روبی کنند.
5- شاگردان باید ملا را هر دو هفته یکبار جهت صرف شام به منزل دعوت می کردند و ملا پس از صرف شام در مورد پیشرفت درسی شاگرد به پدر و مادر در حضور ملا بچه توضیح می داد.
6- هر شاگردی برای 3 ماه تحصیل باید 5/7 من گندم(هر من برابر 6 کیلو) به ملا اجرت می داد.
7- شاگردانی که برای اولین بار به مکتب مراجعه می کردند باید یک کله قند، مقداری شیرینی غیر از حقوق ثابت به ملا می دادند.
8- یک روز قبل از عید نوروز باید کلیه شاگردان برای جناب ملا عیدی ببرند که شامل برنج،روغن و شیرینی بود.
9- شاگردان باید نماز یومیه را بخوانند و بالای پشت بام اذان بدهند.
10 – شاگردان موظف هستند در طول سال تحصیلی به تناوب شیر و ماست و نان برای ملا ببرند.
11- اگر ملا بچه ای شاگرد ممتاز شناخته می شد باید پدر و مادر ملا بچه هدیه ای به عنوان شیرینی به ملا می دادند.
12- شاگردان وقتی سؤالی از ملا داشتند باید او را جناب ملا یا جناب آخوند خطاب می کردند.
13- اگر شاگردی در درس خواندن خیلی کوشا بود ملا به او جایزه می داد.(قلم و دوات)
وسایلی که ملا بچه باید داشته باشد:
1- کیف2-در اوایل لوح تعلیم3-زغال4-قلم و دوات5-قلم نی و دفترچه
اولین بار که ملا بچه شروع به نوشتن می کند از چوب خشکی که سر آن سوزانده شده و تبدیل به زغال شده بود جهت نوشتن استفاده می کرد. و ملا روی لوح تعلیم سر مشق می داد و او با زغال آن را تمرین می کرد و پس از مدتی با قلم و مرکب روی لوح تعلیم از روی سر مشق تمرین می کرد. و بعداً آن را با آب شستشو می داد و مجدداً تمرین می کرد.(مدادهای امروزی الگو گیری از چوب های سر سوخته مکتب است.)
پس از مدت زمانی که گذشت و نوشتن را ملابچه یاد می گرفت با قلم ریز و قلم درشت شروع می کرد روی کاغذ تمرین کردن.
دروسی که تعلیم داده می شد عبارت است از:
آموزش الفبا ،سوره هایی از قرآن، و سپس قرآن تا آخر خوانده می شد،دعای توسل،کتاب حافظ،گلستان سعدی،مثنوی معنوی و شاهنامه. کتاب هایی که ذکر شد آموزش آنها اجباری است ولی بعد از آن هر کتابی را که ملابچه دوست داشته باشد بخواند ملا باید به او آموزش بدهد.بعضی از ملا ها ریاضیات را نیز در دروس آموزشی خود گنجانده بودند.
نوشتن نامه،نوشتن انشاء قباله نویسی،چگونگی رد و بدل کردن سند تقسیم نامه آب، تقسیم نامه آب، نوشتن قراردادها آموزش داده می شد.
ملا هر روز مشق های شاگردان را ملاحظه می کرد و یا اگر انشا بود انشا آنها را به دقت مطالعه می کرد. اگر انشا به خوبی به موضوع نپرداخته بود روی ورقه می نوشت باطل است.
نکات مهم مکتب
1- پدر و مادر شاگرد در ارتباط نزدیک با ملا بودند. ملا معمولاً اهل روستا بود و پدر و مادر شاگرد تمام آبا و اجداد او را می شناختند.
2- دروسی که به شاگرد تدریس می شد با تمام زندگی او در ارتباط بود.
3- مسئولیت هایی که در مکتب به شاگرد داده می شد باعث مسئولیت پذیری او می گردید. انجام کارهای تعاونی را در مکتب یاد می گرفت.
4- بعد از فراگیری دروس اجباری ،شاگرد هر کتابی را که دوست داشت، باید ملا به او آموزش می داد و این عمل باعث شکوفا شدن استعدادهای دانش آموز می شد.
5- انتخاب زمان تحصیل،یعنی اواسط پاییز تا اواخر اسفندماه بهترین زمان بود چون شاگردان در فصول دیگر به خانواده و هم چنین در امور کشاورزی کمک پدر و مادر بود و این باعث می شد که بچه روی پای خود بایستد و از نظر شخصیتی متکی به خود باشد. بین سن 6 تا 20 سال هر کس می خواست درس بخواند ممانعت به عمل نمی آمد.
اگر دقت شود قباله نویسی،رد و بدل کردن سند، تقسیم نامه آب،تقسیم نامه زمین و سند مالکیت،انواع قراردادها دست نوشته فارغ التحصیلان مکتب بود که به وسیله ریش سفیدان روستائی مورد تأیید قرار می گرفت و این افراد کارمندان بدون مزد و مواجب بودند و اداره ای نداشته ولی کارهای ثبتی هم وطنان عزیز ما را به طور شایسته ای انجام می دادند. و اگر دقت شود بیشتر کارهای قضاوت نیز به وسیله ریش سفیدان انجام می گرفت و این داوران نیز مکانی مانند اداره نداشته و نامه نگاری و غیره در کار نبود و حکم داور به بهترین وجه اجرا می شد.
منبع: کتاب هفت دانگی دکتر هوشنگ حمیدی
این وبلاگ جهت معرفی روستای نهرخلج ساخته شده است.