نام : داوود جعفرپور

نام پدر: علی حسین

تولد : 30 / 06 / 1352   تاریخ شهادت :04 / 06 / 1382 محل خدمت : نیروی انتظامی

محل شهادت : پلیس راه نائین - یزد

شهید داوود جعفر پور در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود . خانواده اش از نظر مالی طبقه محروم جامعه بودند ، پدرش با تلاش و كار مداوم و با زحمت خانواده را اداره می كرد . وی تحصیلات ابتدائی وراهنمائی را در دهستان و دوران دبیرستان را در شهر داران ادامه داد. پس از اخذ دیپلم و شركت درآزمون در رشته تربیت معلم دانشگاه اصفهان قبول و مشغول به تحصیل شد . لیكن به دلیل علاقه زیاد به خدمت در نیروی انتظامی پس از گذراندن یك ترم ، از آن دانشگاه انصراف داد و در نیمه دوم سال 1373وارد دانشگاه علوم انتظامی تهران شد .

داوود پس از اتمام تحصیل ، در پلیس راه اصفهان مشغول خدمت شد . در ابتدای خدمت ، پدرش را از دست داد و بار سنگین مسئولیت خانواده بر روی دوش وی افتاد . او در طول زندگی واقعه تلخ دیگری را نیز تجربه نمود ، در مراسم ازدواج ایشان که همزمان با مراسم ازدواج برادرش انجام شد ، حادثه تلخی رخ داد . بر اثر آتش گرفتن می نی بوس حامل همراهان عروس ، دو تن از بستگان خود ( خواهر و خواهر زاده اش ) را از دست داد ، اما با این وجود او فردی صبور بود . ثمره این ازدواج فرزندی به نام امیر حسین است كه تنها یادگار اوست .

خصوصیات اخلاقی شهید

با تحمل مشكلات خانوادگی لحظه ای از مسئولیت محوّله خود در نظام غافل نبود و در انجام وظایف محوله بسیار جدی و منظم بود . وی در معاشرت با دوستان و بستگان بسیار مهربان و در حلّ مشكلات آنان موثر واقع می شد . با این اوصاف وی در بین افراد فامیل از محبوبیت قابل توجهی برخوردار بود . 

نحوه اطلاع خانواده از شهادت داوود از زبان برادرش

روز شهادت داوود ، من منتظر بودم كه داوود از سر كار برگردد و طبق قرار قبلی می بایست روز بعد به جهت دیدار با اقوام ، همراه هم به روستای نهرخلج برویم . من داشتم مقدماتاسفر را آماده می كردمكه ناگهان یكی از بستگان ساكن اصفهان با من تماس گرفت و باناراحتی اظهار داشت كه داوود بر اثر تصادف مجروح شده است و در بیمارستان الزهرا (س) اصفهان بستری شده است . بلا فاصله خود را به آنجا رساندم . چند نفر از اقوام و همكاران داوود ، جلو درب بیمارستان بودند . یك لحظه احسا س ناراحتی شدیدی كردم ، با اضطراب خواستم داخل بیمارستان شوم و از وضعیت برادرم مطلع شوم كه نگهبان درب بیمارستان مانع از ورود من به داخل بیمارستان شد و با حالت ناراحتی كه داشتم به اصرار خواستم وارد شوم ولی اطرافیان مانع شدند و از من خواستند كه آرامشم را حفظ كنم . بالا خره خبر شهادت برادرم را به من دادند . لحظه بسیار سختی بود با ناراحتی و گریه تنها به این فكر می كردم بعد از او چگونه این همه مشكلات را تحمل كنم .

برایم بسیار سنگین بود كه خبر شهادتش را به خانواده برسانم . پس از شنیدن خبر شهادت برادرم ، به طرف روستا حركت كردیم . در طول مسیر چهره مادر ،خواهران و برادرم در ذهنم مجسم می شد كه منتظر دیدن داوود بودند . مادرم كه با دیدن داوود همیشه لبخند بر لبانش جاری می شد ، شنیدن خبر شهادت او برایش بسیار سنگین بود . یك لحظه فكر تنها فرزندش امیر حسین مرا به خود مشغول كرد وجود او برایم تسلای خاطری شد كه یادگاری از داوود بر جای مانده است .

نحوه شهادت

داوود روز واقعه ی شهادت در پلیس راه نائین مشغول خدمت بود . بامداد آن روز نگهبان بازرسی وقت به وی كه مسئولیت جانشینی پاسگاه را داشت . اطلاع می دهد كه خودروئی بدون اعتنا به اخطار پلیس از مقابل محل ایست و بازرسی متواری شده است . داوود بلافاصله با خودرو پلیس به تعقیب او می پر دازد كه پس از توقف خودروی مذكور سر نشین آن خود را از همكاران پلیس معرفی می كند و در پاسخ به ارائه مدارك شناسائی تمرد نموده و بلافاصله با اسلحه گرم سروان جعفر پور را هدف قرار می دهد ، یك تیر به وی اصابت می كند و در حالی كه زخمی می شود با اسلحه خود پیشانی سرنشین خودرو را كه از اشرار مسلح بود را هدف می گیرد و او را به هلاكت می رساند .

بلافاصله پیكر زخمی ایشان با آمبولانس به بیمارستان منتقل می گردد ولی به دلیل شدت جراحت به شهادت می رسد و با لبیك به ندای حق با پیكری خونین به دیدار محبوب می شتابد .

پیكر پاك شهید در كنار دیگر شهدای در گلستان شهدای دهستان به خاك سپرده شده است .


 

نام : شهرام رضائی

نام پدر :غلامرضا

تولد: 23 / 06 / 1357محل خدمت: نیروی انتظامی

تاریخ و محل شهادت : 25 / 08 / 1388 پلیس راه فریدن

شهید شهرام در خانواده ای مؤمن و انقلابی به دنیا آمد . پدرش از راه كشاورزی امور زندگی را می گذراند . وی تحصیلات ابتدائی و دوره راهنمائی را در دهستان گذراند و مدرك دیپلم را از دبیرستان بوعلی داران اخذ نمود . شهرام در زمان فراعت از تحصیل در امور كشاورزی به پدرش كمك می كرد . علاقه ی وی به خدمت در نظام باعث شد در اردیبهشت ماه سال 1380 در نیروی انتظامی استخدام شد و پس از شروع كار ازدواج كرد ؛ ثمره ی این ازدواج دو فرزند به نام امیر مهدی و محمد مهدی می باشد .

خصوصیات اخلاقی

شهرام در اصول اعتقادی خود ثابت قدم و پایبند به اطاعت از ولایت فقیه بود . در مراسمات مذهبی و راهپیمایی ها و نماز جمعه و جماعات حضور دائمی داشت . در برخورد با اقوام و دوستان بسیار خوشرو و خوش برخورد بود ، اخلاق اسلامی را در همه ی زمینه ها رعایت می كرد و در انجام وظایف محوله فردی منظبط و تابع مقررات بود .

خاطره ای از زبان همسر شهید

شهرام علاقه ی زیادی به شهدا داشت ، همواره می گفت : ما همه مدیون خون شهداییم و همیشه از خدا آرزوی شهادت می كرد عكس شهدای جنگ همچون شهید حاج محمد ابراهیم همت را همواره نزد خود نگه می داشت و با آنها نجوا می كرد كه كاش زمان جنگ شرایط سنی اش برای حضور در جبهه اقتضا می نمود و همراه رزمندگان اسلام در نبرد با دشمنان بعثی شركت می كرد تا به فیض شهادت نائل می آمد .

شهرام قبل از شهادت در عالم خواب می بیند تصاویر شهدا همچون درختی از زمین می روید و در بین آنها تصویر خود را مشاهده می كند . او می گفت : من دیدم در گلستان شهدای دهستان حضور داشتم و شهدا نامه ی شهادت مرا امضا كردند . این خواب پس از شهادت وی تعبیر می گردد ، به گونه ای كه مدارك شناسایی و عكس او در داخل جیب لباسهایش با قطرات خونش رنگین می گردد .

نحوه ی شهادت

روز شهادت شهرام نزدیك غروب آفتاب در حالی كه همراه همكاران خود با خودروی گشت پلیس در حال ماموریت بود با بی سیم به آنها اطلاع می دهند یك دستگاه خودروی سواری سمند از محل ایست و بازرسی بلطاق به سمت داران اصفهان متواری گشته ، شهرام و همكارانش پس از رویت خودروی مذكور در مسیر داران اصفهان به او فرمان ایست می دهند ، سرنشین خودرو بدون توجه به اخطار پلیس به مسیر خود ادامه می دهد و چند لحظه ی بعد دچار سانحه شده و واژگون می گردد . خودروی پلیس كه در تعقیب ‌آنان بود ، در محل حادثه حاضر و در كنار خودروی واژگون شده توقف می نماید . سرنشین خودروی مذكور فردی شرور و مسلح بود كه بلافاصله از داخل خودرو خارج و خودروی پلیس را با سلاح گرم به رگبار می بندد . در این حادثه تیر اندازی ، شهرام كه در پشت فرمان خودروی پلیس قرار داشته از ناحیه سر مورد اصابت گلوله ی اسلحه ی آن شرور كور دل قرار می گردد و بر اثر آن به فیض عظیم شهادت نائل می گردد و پس از تشییع بر روی دوش مردم شهید پرور شهرستان فریدن در گلستان شهدای روستا و در كنار پیكر پاك دایی شهیدش و دیگر شهدا به خاك سپرده شد .  

                                             «روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد»